من محسن کیایی هستم
در ۶ شهریور ۱۳۶۰ در شهر تهران به دنیا آمده ام .پس از پایان تحصیلات متوسطه به دانشگاه رفتم و مدرک لیسانس خود را در رشته‌ی نمایش از دانشگاه آزاد اسلامی دریافت کردم .
من فرزند دوم خانواده هستم و دو برادر به نام‌های مصطفی و میلاد دارم که مصطفی ۵ سال بزرگ‌تر و میلاد هفت سال از من کوچک‌تر است.
در همان دوران مدرسه اولین جایزه تئاترم را گرفتم و فهمیدم استعداد بازیگری دارم، اما قبل از آن عمویم اسم من را طوطی گذاشته بود. من از آن بچه‌هایی بودم که خیلی حرف می‌زدم و جوک‌های بی‌مزه تعریف می‌کردم و به همین دلیل عمویم من را طوطی صدا می‌زد.
در مدرسه هم دبیرهای پرورشی‌ مان به خاطر حضور من در تئاتر به حدی من را قبول داشتند که کلید اتاقشان را به دست من می‌دادند و تئاتر هم بهانه‌ خوبی برای از کلاس در رفتن بود. ما به بهانه تئاتر از کلاس بیرون می‌آمدیم و دورهم جمع می‌شدیم و بعد هم دوستانمان را جمع و برایشان اجرا می‌کردیم تا اینکه در ۱۷ سالگی اولین تئاتر حرفه‌ای ام را در جشنواره نمایشگران فردا در کرج روی صحنه اجرا کردم.
داوران آن جشنواره گلاب آدینه، داریوش ارجمند، حسین مسافر آستانه و مهدی هاشمی بودند و من در آن جشنواره استانی جایزه ۱ بازیگری را گرفتم و از آن زمان بازیگری برایم جدی شد.
اولین کار بازیگری‌ام سریال «رؤیای گلی» به کارگردانی عباس سعادتمند بود. این سریال محصول گروه کودک شبکه دو بود. بعد از این کار در سریال «شاهین می‌خواند» بازی کردم و این سریال هم از شبکه دو پخش شد. این سریال 5 اپیزوده بود و من در این اپیزودها نقش پسری را که مبتلا به ایدز بود بازی می‌کردم. بعد از این دو حضور‌، مدت‌ها تئاتر بازی می‌کردم.
همچنین فعالیت سینمایی خود را با فیلم «بعدازظهر سگی» شروع کردم. بعدازظهر سگی به کارگردانی برادرم مصطفی کیایی و با بازی رضا عطاران و مجید صالحی، بهاره رهنما، علی صادقی و سعید آقاخانی محصول سال ۱۳۸۸ است.
از ۱۴ سالگی فوتبال بازی کرده ام و عضو تیم های جاوید، شهدا، جوانان، پرسپولیس و جوانان بهمن بودم اما به علت آسیب شدید زانوی پا به اجبار فوتبال را رها کردم و به‌ سوی تئاتر رفتم، اما همچنان در تیم فوتبال هنرمندان بازی می‌کنم.
یکی از طرفداران شیش آتیشه ی پرسپولیس هستم و بازی های این تیم را پیگیری می‌کنم.
در ۲۱ سالگی با سهیلا امیرحسینی در تئاتر آشنا شدم و پس از سه سال در ۲۴ سالگی با هم ازدواج کردیم. اگر در سن پایین ازدواج نکرده بودیم با شرایط الان خیلی سخت بود ازدواج کنیم.
یکی از بدترین اتفاقات زندگی من فوت مادرم بود. مادر من در ۱۴ دی ۱۳۹۶ درگذشت. (روحش شاد)

ارادتمند شما محسن کیایی